محمد جعفر بن محمد علي بن محمد باقر الوحيد البهبهاني

فضايح الصوفيه 72

فضايح الصوفيه ( بضميمهء تنبيه الغافلين وايقاظ الراقدين ) ( فارسى )

و در كتاب « ايجاز المطالب فى ابراز المذاهب » و بعضى ديگر از كتابهاى شيعه مسطور است آنچه خلاصهء مضمونش اينست كه : جوانى بود از اهل جرجان و در كمال محبّت نسبت به شاه مردان عليه السلام ، در مقام اسلام پايش استوار و بر محك ايمان طلاى رأيش تمام عيار ، اگر چه از خواندن و نوشتن بىبهره بود امّا از عقايد دينيّه ومعارف يقينّيه حظّى وافر ونصيبى كامل داشت در خدمت علماى دين‌دار بسيار بسر برده بود ، ودلايل ساطعه وبراهين قاطعه بگوشش بسيار خورده ، وحسن عقيده‌اش در مذهب حق مرضى وحميده ، ودرجهء يقينش در حقيّت دين مبين قريب به مرتبهء علياى ابو ذر وسلمان رسيده از غايت صلابتى كه در دين داشت با آنكه نا خوانده ونا نويسنده بود همت بر الزام مخالفين مىگماشت ، پيرى صوفى با او معاصر بود كه در فريب دادن مردمان از شيطان . مردود گوى مسابقت مىربود و هر جا كه مىنشست سخن از « جنيد وشبلى » وامثالهما در مىپيوست ، ومعجزات بسيار بر خود و بر هر يك از ايشان مىبست ، و زبان به لافهاى گزاف مىگشود ، و به دعواهاى دروغ و باطل دلهاى احمقان وسفيهان را مىربود ، وقتى از اوقات در مجلس عظيم جوان شيعى را با پير صوفى ملاقات افتاد پير صوفى به طريق عادت دَرِ غرور وخدعت باز كرد وزرّاقانه - چنان كه شيوه ايشان است - به تقرير مزوّرات